به نام خدا
ببینیم نظر افراد متفاوت در مورد دوست داشتن چیه!!! شکسپیر میگه؛ اگر کسی را دوست داری رهایش کن اگر سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده.
اما ویکتور هوگو میگه؛ کسی رو که دوستش داری هر چند وقت یه بار بهش یادآوری کن که او را دوست داری.
در عوض دانشجوی زیستشناسی معتقده که؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. او تکامل خواهد یافت.
دانشجوی آمار معتقده که؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر دوستت داشته باشد، احتمال برگشتنش زیاد است و اگر نه احتمال ایجاد یک رابطه مجدد غیر ممکن است.
طبق نظر دانشجوی فیزیک؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر برگشت، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه یا اصطکاک بیشتر از انرژی بوده و یا زاویه برخورد میان دو شیء با زاویه صحیح هماهنگ نبوده است.
دانشجوی حسابداری چرتکه به دست میگه؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر برگشت، رسید انبار صادر کن و اگر نه، برایش اعلامیه بدهکار بفرست.
دانشجوی ریاضی هم بنا بر استدلال خودش میگه؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر برگشت، طبق قانون ٢=١+١ عمل کرده و اگر نه در عدد صفر ضربش کن.
دانشجوی کامپیوتر هم میگه؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر بر گشت، از دستور Copy / Paste استفاده کن و اگر نه بهتر است که به کل Delete اش کنی.
اما یک دانشجوی خوشبین معتقده که؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. نگران نباش بر میگردد.
دانشجوی عجول در جواب این سوال با عجله میگه؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر در مدت زمانی معین برنگشت فراموشش کن.
دانشجوی شکاک به نگاه غریب میگه؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر برگشت، از او بپرس "چرا"؟
در مقابل دانشجوی عجول، دانشجوی صبور معتقده که؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر برنگشت، منتظرش بمان تا برگردد.
و در آخر دانشجوی رشته صنایع میگه: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر برگشت، باز هم به حال خود رهایش کن این کار را مرتب تکرار کن.
ترفند شماره 1: چگونه یک قسمت از یک سند را که از چند لایه تشکیل شده کپی کنیم وقتی منطقه ای از یک سند را انتخاب کنید و برای انجام عمل کپی کلیدهای Ctrl+C را می فشارید آن منطقه تنها از لایه انتخابی کپی می شود. اما اگر شما بخواهید از تمام اجزای لایه ها در آن قسمت در یک لایه جدید کپی داشته باشید می توانید با افزودن کلید Shift به کلیدهای Ctrl+C این کار را انجام دهید. ترفند شماره 2: اسناد خود را در کنار هم مشاهده کنید ترفند شماره 3: حالت ارائه طرح به مشتری در فتوشاپ ترفند شماره 4: گردش بین اسناد ترفند شماره 5: مشاهده لایه فعال و مخفی کردن بقیه لایه ها ترفند شماره 6: ایجاد انتخابهای دایره شکل ترفند شماره 7: حذف راهنماهای خط کشی ترفند شماره 8: تغییر تنظیمات Quick Mask *****ادامه دارد در ادامه مطلب
در ابتدای تاریخ فتوشاپ (زمان زندگی دایناسورها!) وقتی تعدادی سند را باز می کنید فتوشاپ آنها را به صورت جلوی هم نمایش می دهد. یعنی تصاویر یکی پس از دیگری در جلوی هم باز می شوند که این روش Cascading نام دارد. اما اگر بخواهید به طور مثال 4 تصویر باز شده خود را کنار هم قرار دهید کافیست از منوی Windows منوی Documents را باز کرده و گزینه Tile را انتخاب کنید.
زمان آن فرا رسیده که طرح نهایی خود را به مشتری نشان دهید اما دوست ندارید مشتری بداند که شما با فتوشاپ کار کرده اید. دلیل این امر این است که مشتری بلافاصله میگوید: "با فتوشاپ کار می کنید ؟ همسایه من هم این برنامه را دارد!" و معنای این حرف این است که پس همسایه من هم می تواند این طرح را بدون صرف هزینه برایم انجام دهد. برای اینکه بتوانید از حالت ارائه تصویر در فتوشاپ بهره بگیرید می توانید کلید F را در صفحه کلید دو بار فشار داده و یک بار کلید Tab را بزنید. مشاهده می کنید که دور طرح را زمینه ای سیاه پوشانده و منوها حذف شده اند.
اگر با بیش از یک سند کار می کنید می توانید با فشردن کلیدهای Ctrl+Tab بین اسناد گردش کنید.
اگر سند چند لایه ای دارید می توانید تنها لایه ای را که روی آن کار می کنید مشاهده کنید. این کار را می توانید با فشار کلید Alt و کلیک روی آیکن چشم در پالت Layers لایه مورد نظر انجام دهید. برای مشاهده مجدد تمامی لایه ها این کار را دوباره تکرار کنید.
زمانی که یک دایره رسم می کنید فتوشاپ دایره را به طور پیش فرض از نقطه ای که کلیک می کنید رسم می کند. شما می توانید با نگاه داشتن کلید Alt در زمان رسم دایره، دایره را از مرکز رسم نمائید. اگر می خواهید دایره شما کاملا گرد باشد می توانید از کلید Shift استفاده کنید.
اگر در طرحتان ده ها راهنما برای خط کشی دارید و اکنون قصد حذف کردن آنها را دارید لازم نیست آنها را یکی یکی به بیرون از محیط سند درگ کنید، بلکه می توانید از منوی View گزینه Clear Guides را انتخاب کنید.
اگر می خواهید رنگ قرمز در محیط Quick Mask محل انتخاب شما باشد یا اگر می خواهید از رنگ دیگری برای محیط Quick Mask استفاده کنید کافی است بر روی آیکنی که توسط آن وارد این محیط می شوید دابل کلیک کنید.
ابتدا مطمئن شوید به اندازه كافی وقت دارید و می توانید فكرتان را متمركز نمائید برای انجام این آزمون باید تصویر موقعیتهای گفته شده را به ذهن بیاورید و خود را در آن موقعیت قرار دهید.
جنگل
خود را دریك جنگل مجسّم كنید و به سوالات زیر پاسخ دهید:
آیا جنگلی كه در آن هستید تاریك است یا روشن؟
الف) من خود را در جنگلی در روشنایی روز می بینم.
ب) من خود را در جنگلی در شب می بینم.
پ) من خود را در جنگلی در هنگام غروب،یا طلوع خورشید می بینم. نه كاملاً تاریك و نه كاملاً روشن.
آیا راهی در میان جنگل وجود دارد؟
الف) بله
ب) نه
فنجان
حال از شما می خواهیم كه به میان جنگل بروید.
فنجانی را می بینید. چه شكلی است؟
الف) فنجان به نظر من با ارزش می آید.
ب) فنجان به نظر من ارزش چندانی ندارد.
با آن چكار می كنید؟
الف) رهایش می كنم و از كنارش می گذرم.
ب) ار زمین برمی دارمش و سپس دوباره به زمین می اندازمش.
پ) از آن استفاده می كنم و سپس آن را همانجا رها می كنم.
ت) بر می دارمش و با خودم می برم.
آب
به راهپیمایی در جنگل ادامه می دهید تا به آبی می رسید.
آبی كه می بینید چه شكلی است؟
الف) گودالی است كه آب باران در آن جمع شده است.
ب) بركه
پ) رود كوچك
ت) رودخانه
ث) دریاچه
ج) اقیانوس
آیا آبی كه می بینید جریان دارد؟
الف) بله (تند)
ب) بله (كند)
پ) نه (آرام و بیجنبوجوش)
ت) نه (كاملاً راكد)
آب چه عمقی دارد؟
الف) خیلی كم
ب) می توانم در آن بایستم
پ) از قد من بیشتر است.
ت) خیلی عمیق است.
الف) پیاده به آب می زنم یا شنا می كنم.
ب) آن را دور می زنم.
پ) از روی پل رد می شوم.
ت) از قایق یا كشتی استفاده می كنم.
خرس
به راهتان در جنگل ادامه می دهید كه ناگهان با خرسی مواجه می شوید.
چه نوع خرسی است؟
الف) یك خرس كوچولوی خوشگل
پ) یك خرس بزرگ و واقعی
آن خرس چكار می كند؟ (نزدیكترین گزینه را انتخاب كنید.)
الف) خرس متوجه من نشده است.
ب) خرس متوجه من شده و دارد با خودش بازیهای قشنگی می كند.
پ) خرس متوجه من شده ولی با من كاری ندارد و سرگرم كار خودش است.
ت) خرس متوجه من شده و به نحو تهدیدآمیز و ترسناكی به من نگاه می كند.
ث) هیچكدام ... صاف دارد به طرف من می آید.
شما باید به راهتان ادامه دهید. با آن خرس چكار می كنید؟
الف) كار خاصی نمی كنم. خیلی كوچولو وخوشگل است و به فكر این هستم كه آن را بغل كنم و همراه خود ببرم.
ب) به آن توجهی نمی كنم و راهم را ادامه می دهم.
پ) قبل از آن كه مرا ببیند از آنجا دور می شوم.
ت) بالای درخت می روم یا پنهان می شوم.
ث) می ایستم و با آن مقابله می كنم. من پیروز خواهم شد.
ج) می ایستم و مقابله می كنم. كمی زخمی می شوم.
چ) هیچكدام از این گزینهها به انتخاب من نزدیك نیست.
ساحل
به راهتان ادامه می دهید تا به ساحلی می رسید.
چند نفر آدم در آنجا می بینید؟
الف) صدها و شاید هزاران نفر.
ب) 20 تا 100 نفر
پ) یكیا دو نفر
ت) هیچكس
فاصله شما از آنها چقدر است؟
الف) آنقدر نزدیكند كه می توان با آنها صحبت كرد.
ب) آنقدر نزدیك نیستند كه بتوان با آنها صحبت كرد.
پ) یا خیلی دورند ویا هیچكس در ساحل نیست.
.
.
.
.
نتایج تست در ادامه مطلب
تست آلزایمر آرامش داشته باشید و ساکت بنشینید. 1- در متن زیر Cرا پیدا کنید. از مکان نمای موس استفاده نکنید. 2-اگر در متن بالا Cرا پیدا کردید، حالا 6 را پیدا کنید. 3- حالا حرف Nرا بیابید. کمی مشکلتر از قسمتهای بالا میباشد. این یک شوخی نیست. اگر شما قادر بودید که این سه تست را پشت سر بگذارید، شما دیگر هیچ وقت نیاز به دکتر اعصاب و روان نخواهید داشت. مغز شما عملکرد خوبی دارد و از بیماری آلزایمر (Al zheimer) در امان خواهید بود
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO COOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999699999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MNMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
بخش اول: مولوی از منظر اندیشمندان جهان پروفسور اریک جئو فاری (مولانا شناس سرشناس آمریکایی): در سالهای اخیر اشعار، اندیشه و دیدگاههای مولانا در غرب، به شدت گسترش یافته و محبوبیت فراوانی کسب کرده است. شاعری که همچون آفتاب روشن، درخشان و تمام ناشدنی است. بی تردید نمیتوان سرودههای او را، به زمان خاصی محدود کرد. زیرا مولانا و اندیشههای وی بازتابی از شرایط روزگار معاصر است. او در نهایت آزادگی تلاش دارد تا خودآگاهی را در سرشت خوانندگانش تقویت کرده و به نگاه و نگرش آنها به زندگی و هستی، سمت و سو دهد. سرودههای آهنگین و موسیقایی وی آکنده از حیرت، شگفتی و پرسشهای فلسفی است. پرسشهایی که به زیباترین و دل انگیزترین وجه، انسان را از دلبستگیها میرهاند و به تردیدهای تشویش آلود فلسفی وی ، معنا میبخشد. بیشک مولانا در بیشتر سرودههای بی بدیلش، ستایش خرد را در خدمت مدنیت و خودباوری قرار میدهد. آلن داگلاس (استاد دانشگاه جورجیای آمریکا): مولانا علاوه بر این که بر علوم اسلامی تسلط و چیرگی خاصی دارد، در ارائه و بیان عقایدی که تا حد زیادی با ایدههای هستی شناسانه غرب همخوانی دارد بی همتاست. به نوعی میتوان او را شاعر، حکیم و فیلسوفی دانست که نماد آزاداندیشی دینی است. زیرا در سرودههایش پیوسته تلاش دارد تا خود و دیگران را از قید قوانین انعطاف ناپذیر دنیوی برهاند. وی در مقام یک شاعر و ادیب، مروج ارزشهایی رنگ باخته چون دوستی، محبت، عشق، وفاداری، حقیقت و پیمان داری است. به همین سبب میتوان مدعی شد سرودههای مولانا با برخی از بهترین اشعار غربی هماوردی میکند و حتی گاه از آنها پیشی میگیرد. این شاعر و حکیم نامدار انگار از پیش با زندگی و فلسفه غربیان آشنایی داشته است. به همین سبب نیز در مغرب زمین در مقایسه با دیگر شاعران پارسی گو، از محبوبیت و شهرت بسزایی برخوردار است. وی در بیشتر سرودههایش با زبان و بیانی سرشار از عشق و آزادگی، ارزشهای فلسفی و اخلاقی زندگی را ترنم کرده است. ایرما گاراپین (استاد دانشگاه آخن آلمان): آلمانیها دلبستگی و علاقه فراوانی به مولانا، سرودهها و اندیشههای وی دارند. او شاعر صلح و دوستی است. زیرا در بیشتر اشعارش، انسانها را به مدارا، گفت و گو، عشق و معنویت فرامیخواند. او در سرودههایش که سرشار از نوعی حس دلنشین است خواننده اش را، به سفری احساسی و عرفانی دعوت میکند. سفری برای ابراز عشق، صلح و دوستی. شاید به همین سبب است که مثنوی وی در سالهای اخیر، جزو پرفروش ترین کتابها، در آلمان بوده است. مولانا شاعر، عارف، فیلسوف و اندیشه پردازی است که نزد بیشتر اندیشمندان، فرهیختگان و عموم مردم آلمان، جایگاهی بس والا دارد. سرودهها و بیان ادبی وی آن چنان بی آلایش، ساده، به دور از تکلف و بی پیرایه است که همگان را شیفته حکایتهای موزون، دلنشین و تاثیرگذارش کرده است. رابرت بیلای (شاعر و منتقد ادبی مشهور آمریکایی): مولانا در جهان اسلام به همان اندازه محبوب، مشهور و یگانه است که «ویلیام شکسپیر» در جهان ادبیات انگلیسی. بی تردید هر خواننده غربی با خواندن سرودههای وی شیفته حلاوت، عمق اندیشه سرشار از عرفان و معنویت مولانا میشود. در حقیقت اشعار مولانا نوعی افکار عرفانی، دینی و فلسفی است که با کشش و دلربایی خاصی، خواننده اش را به شور، وجد، هیجان و نشاط میآورد و به او فرصت اندیشیدن درباره زندگی و هستی را میدهد. اگر امروز جهان غرب تا بدین حد شیفته مولانا، سرودهها، افکار عرفانی و نگرش هستی شناسانه وی شده، به این خاطر است که نحوه بیان او به نحو شگفت انگیزی موشکافانه، منطق پذیر، سرشار از قریحه و آزاداندیشانه است. شاعران ایرانی دیگری ازجمله حافظ و سعدی که شهرت جهانی فراوانی هم دارند، از دوستی، عشق، وارستگی و ایمان سخن گفته اند. اما بی شک هیچ یک از آنان جایگاهی هم شأن و هم تراز مولانا ندارند. بیل مایرز (شاعر، منتقد ادبی و روزنامه نگار آمریکایی): چنین به نظر میرسد که فهم مفاهیم و آموزههای اسلامی، بدون شناخت مولانا و سرودههایش به سختی امکان پذیر است. به همین سبب است که نمیتوان منکر رنگ و بوی جاودانگی سرودههای مولانا شد. آرامش، جذبه، شیفتگی، خودآگاهی و عشق، در تک تک ابیات او موج میزند. اشعار او را نمیتوان فقط از یک وجه، مورد تفسیر قرار داد. زیرا در عین پیوستگی ظاهری، سرودههایی چند لایه اند. اشعاری که معنویت، اخلاق، وجد، سرور و آزادگی را با هم دارند. مولانا در عین اندوه و درد، از شادی و شور و سرزندگی سخن میگوید. همان گونه از موهبت ایمان میگوید که از لذت دلدادگی و شیفتگی . بیان نکته سنج، ظریف، بی همتا، آهنگین، سلیس و منحصر به فرد، سرودههای به دور از تکلف و پیچیدگی مولانا را زبانزد جهانیان کرده است. اکنون بیشتر خوانندگان اشعار و حکایات وی، خود را در دنیای مولانا شریک میدانند. انگار که سالهاست مولانا در میان آنها بوده و با آنان زندگی میکرده است. ارنست رنان (پژوهشگر ادبی کانادایی): بی شک مولانا در نهایت ایجاز و با بیانی ساده و بی آرایه، فلسفه زندگی و هستی را، در سرودههایش به بهترین وجه ممکن بازتاب میدهد. به گونه ای که گستره وسیعی، برای جولان فکری خوانندگانش فراهم میآورد. او هیچ نیازی نمیبیند که اشعارش را، با ایهام، اشاره، پرده پوشی و کنایه به مخاطب عرضه کند. عطر افکار فلسفی و عرفانی مولانا در قالب مثنویها و حکایتهای صریح و بی پیرایه، در سراسر جهان پراکنده شده است. او شاعری است که همانند هیچ کس، جز خودش نیست.مولانا در نگرش، ایده پردازی و فلسفه اش، به حقایقی اشاره میکند که کمتر شاعری در غرب به آنها توجه کرده است. وی در قالب مفاهیمیچون وجد، سرور، شک، حیرت، مرگ، دوستی، صلح، آرامش و گریز از علایق دنیوی، در سرودههایش به نحو تاثیرگذاری به بازتاب پریشانیها، رنجها، اضطرابها، ترسها و ناامیدی نسل امروز میپردازد. در حقیقت سخنانش ترانههایی تکان دهنده است. سرودههایی که انسان گمگشته کنونی را از حیرت و سرگردانی میرهاند. ویلیام ساروت (مدیر انتشارات آکسفورد انگلستان): پس از گذشت قرنها هنوز هم سرودههای دلنشین، جذاب و تاثیرگذار مولانا، نزد شاعران روشنفکر غرب و اروپا زمزمه میشود. سرودههایی که به سبب چیرگی و تسلط وی بر ادبیات، عرفان، اخلاق، معنویت و فلسفه، هرگز طراوت و تازگی خود را از دست نمیدهند. بی تردید نمیتوان نقش و تاثیر مولانای پارسی زبان را در جهان علم، فلسفه و ادبیات نادیده پنداشت. سرودهها، اندیشهها و تفکرات فلسفی مولانا، او را به عنوان اسطوره آزاداندیشی در ادبیات جهان، جاودانه و ماندگار ساخته است. از طرفی سادگی، سلاست، سلامت و صراحت، به سرودههای وی نزد جهانیان، محبوبیتی دوچندان بخشیده است. کلمن بارکز (شاعر و مترجم آمریکایی اشعار مولوی): مولانا یک آموزگار و مرشد است که سرودههایش همچون بارقه ای، اکنون سراسر جهان را درنوردیده است. او نه تنها یک شاعر که حکیم، عارف و فیلسوفی دریادل و بی پرواست. نگاه و نگرش او به جهان پررمز و راز، از وی چهره ای بی همتا ساخته است که بر شهرت و محبوبیت او در غرب میافزاید.وی با توجه به آرایههای ادبی زیباترین ترانهها و غزلیات را سروده است که تاثیری بی مثال، بر خواننده اش میگذارد. مولانا از آن گونه آموزگاران است که با هرکس، به اقتضای ظرفیتش سخن میگوید. «رابرت بیلای» مجموعه ای از اشعار او را به من داد و به من گفت: «این سرودهها در این قفس پرپر میزنند. آزادشان کن.» من هم هفده سال وقت گذاشتم و با دقت و ظرافت، به ترجمه آنها پرداختم. نقش مولانا در ادبیات، همچون «شکسپیر» است. مولانا نماد آزادی اندیشه، خیال و قدرت خلاقیت است. برخلاف نظر برخی غربیان تمامیسرودههای مولانا، درباره جذبه و حیرت نیست. برخی از آنها به شرایط اجتماعی بشر در روزگار معاصر هم اشاره دارد. به گمان من وجد و سرور، ماهیت اصلی سرودههای مولانا را شکل میدهد. زندگی و وارستگی در نظر وی، دلپذیر و موهبتی بی بدیل است. بیشتر مخاطبان مولانا آدمهایی هستند که دوست دارند در نوعی حالت حیرت و جذبه به سر ببرند. سرودههای عرفانی مولانا این شایستگی را دارد که جای خالی معنویت و اخلاق را در غرب پر کند. امروزه مولانا در جهان، به عنوان بنیان گذار فلسفه هستی و زندگی شناخته میشود. رابرت براون (استاد دانشگاه U.C.L.A آمریکا): سرودههای مولانا، سرشار از خلاقیت است. جذابیت و تاثیرات معنوی و مذهبی اشعار وی، بیشتر خوانندگان آمریکایی را شیفته خودساخته است. نگرش و دیدگاه فلسفی- عرفانی و اشعار سرشار از حیرت، شور و جذبه وی، همچون دریچه امیدی است که افقی جدید را فراروی غربیان تشنه حقیقت گشوده است. سرودههای مولانا را نمیتوان به سادگی تفسیر کرد و به شیوه روزمرگی به آنها نگریست.برای درک و فهم ایده و تفکر مولانا، باید به سلاح عرفان و اخلاق مجهز شد. در بیشتر سرودههایش میتوان دعوت او را، به آرامش و صلح سراغ گرفت. بی شک فلسفه زندگی -آن هم زندگی سرشار از عشق- در اشعار مولانا موج میزند. دکتر استفانو پالو (مولوی شناس و استاد دانشگاه ونیز): سرودههای مولانا، فرازمانی و فرامکانی است. اندیشههای انسان دوستانه و فلسفه انسان گرایانه وی، رمز اصلی ماندگاری سخنان او در میان دوستدارانش، در سراسر جهان است.مولانا در بیشتر سرودهها و حکایتهایش انسانها را به صلح، گفت وگو، دوستی، مسالمت و آرامش فرامیخواند. از نظر وی جهان صحنه خویشتن داری، قناعت و انسان دوستی است. به همین سبب اندیشه و سخن مولانا بر دل هر خواننده ای از هر سرزمین و با هر فرهنگی خوش مینشیند. زیرا در سرودههای وی نشانههایی فراگیر از فضیلتهای اخلاقی و انسانی آشکار است. بی شک میتوان برداشتهای متفاوتی از اشعارش داشت. برداشتهایی اخلاقی، فلسفی، اجتماعی و عرفانی. حکایات او سرشار از تخیل، رویا، درد، حسرت، شادی و امید است. مولانا به انسان، هستی و روزگار نگاهی خوش بینانه دارد. انسان در هر جای جهان، با خواندن اشعار مولانا دوست دارد با دل کندن از دلبستگیها، به نوعی وارستگی برسد که با خود آگاهی همراه باشد. پائولو کوئیلو (نویسنده سرشناس برزیلی): من معتقدم که مولانا آموزگاری است که در نهایت درایت و هوشمندی، درسها و تجربههایش را به رایگان به دیگران میبخشد. باید اعتراف کنم که به سبب علاقه وافرم به مولانا، در نگارش بیشتر داستانهایم ازجمله «کیمیاگر، که تحت تاثیر سخنان، سرودهها، حکایات و آموزههای این بزرگ مرد عارف مسلک بوده ام استفاده کرده ام؟ مولانا تنها یک شاعر، حکیم و فیلسوف نیست. وی چون گنجی است که انگار قرار نیست تمام شود. امروزه محبوبیت مولانا در میان خوانندگان آثار ادبی غرب، به چنان درجه ای رسیده است که برای شناخت خویش، زندگی و نجات از بحران سرگردانی و پریشانی روزگار معاصر و رسیدن به صلح و آرامش روحی، تنها به سرودههای او پناه میبرند. منبع: tebyan.net
برای برنامهریزی در مورد آینده، اولین اصل این است که یأس و ناامیدی را از دل بیرون بریزی و آن را با آرامش و امید جایگزین کنی زیرا باید باورکنی که تو هم میتوانی با عشق، تمام دستاوردهای زندگی را که با تعامل احساسهای عاشقانه و اندیشههای زیبا و جذاب بهدست میآید (براساس قانون جاذبه) بهدست بیاوری.
نکتهای که در اینجا باید بدانی، این است که برای بهدستآوردن مظاهر و منابع عشق، باید عاشق بود، پس اگر انسان عاشقی باشی، میتوانی زندگی زیبا و سرشار از عشقی را خلقکنی. باید بدانیم که انسانهای منفینگر که در فهم عشق مشکل دارند، نمیتوانند زیباییها را جذب کنند.
دلیل علمی این موضوع، این است که اصولاً فرآیند زندگی یعنی رفع نیازها. انسانهای موفق، کسانی هستند که به بهترین و آسانترین وجه ممکن، به دستاوردها و هدفهای خود میرسند و بدینسان، نیازهایشان را در زندگی مرتفع میکنند. آنان، نیازهای خود را از طریق برقراری ارتباط مؤثر و ایجاد یک رابطهی موفق، بهکمک کائنات و انسانها رفعمیکنند. اصولاً طبق تعریف، رابطهای موفق و مؤثر است که از سوی انسانی به انسان دیگری برود و در بازگشت، نیازی برآورده شود. انسانهایی که عاشقاند، کسانی هستند که ابتدا عشق میورزند و سپس محبوبها و معشوقها، نیازهای آنان را در جهان هستی برآورده میکنند اما برای جذب محبوبها و معشوقها، ابتدا باید عشقداد و اصولاً انسانها چیزی میتوانند به کسی بدهند که خود داشته باشند، به همین دلیل است که افرادی که کوزهی وجودشان مملو از عشق است، بهخوبی میتوانند به انسانها عشق بورزند و رابطه برقرارکنند و از زندگی خود شاهکار بسازند زیرا «از کوزه همان برون تراود که در اوست.»
افرادی که بلد نیستند عشق بورزند و نمیتوانند به کائنات، انرژیهای عاشقانه بفرستند تا با عشقورزی، محبوبها را بهسوی خود جذب کنند، ناکاماند و این، قانون جهان هستیست که: «باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی» بنابراین باید طالب کمال باشی و بهعنوان یک انسان عاشق، آنقدر در خود ایجاد لیاقت کنی تا در این مسیر بتوانی از رهگذر دریافت عشق الهی و انسانی، به هدفهایت در زندگی برسی زیرا کائنات، فقط به نیازها و خواستههای تو نگاه نمیکند، بلکه همزمان به لیاقتهایت هم مینگرد.
برای رسیدن به این مرتبت، باید دو بال پرندهی عشق، یعنی «خودآگاهی» و «خودهوشیاری» را بشناسی؛ برای این منظور باید اول بدانی و آگاه باشی و قانونمندیهای عشق را یادبگیری و سپس در دنیایی از اشراف و بصیرت لحظهبهلحظه به خود و به جهان هستی، به قانونها بهدرستی عملکنی تا مسیر زندگی سعادتمندانهی خود را بهسوی کمال هدایت نمایی.
چه زیباست که هماینک با دنیایی از گذشت و بخشش، پرندهی اندیشه و احساسات را آزادکنی، مسیر پرواز زندگی را مشخص نمایی، رؤیاها، آرزوها و هدفهایت را تعیینکنی، نیازهایت را مطرح نمایی، خواستههایت را مدون و همهی آنها را باورکنی و به تکتک آن هدفها، عشقورزی تا از رهگذر اهداف بلندت، پرندهی احساس و اندیشهات، به شاخسارهای بلند زندگی پروازکند تا کائنات هم پابهپای تو، دستاندرکار شود و تو را به تمام خواستههای مشروعت برساند. همواره این قانون جهان هستی را بدان که هر هدفی را که باور کنی، جستوجو نمایی و به آن عشقورزی، آن هدف هم تو را جستوجو میکند و بهسویت میآید و درنهایت، شما به هم میرسید.
بنابراین امروز برای تو، یک تولد دوباره است؛ آغاز یک زندگی دیگر که میخواهی آیندهات را متفاوت از گذشته خلقکنی و تو میتوانی. کافیست اینچنین بخواهی و بدان که احساس عدم رضایت از شرایط موجود، همواره پلیست بهسوی فردایی مطلوب! خوش به سعادت انسان کمالطلبی که بر روال زندگی گذشتهاش، دلخوش نکند و بداند که میتواند بهگونهای بهتر زندگیکند. کمالطلبی و بهترخواهی، از ویژگیهای بندگان شایستهی خداست. انسانهای کمالطلب که هرروز بهدنبال خلق یک زندگی بهتر هستند و مرتب به آیندهی بهترشان میاندیشند و به آن عشق میورزند، هرگز در زندگی، افسرده و ناامید نمیشوند.
یکی از مهمترین اسرار الهی و رازهای جهان هستی، این است که اصولاً موفقیت و سعادت و هدفها و دستاوردها، در دنیای بیرون آدمی نیست و همهچیز در درون انسان شکلمیگیرد و در دنیای بیرون و در جهان هستی تجلیمییابد. زندگی، بازتاب هویت در دنیای بیرون است. انسانها هرگونه که هستند، زندگی میکنند. بنابراین، راز زیبا زندگیکردن، در زیباشدن است. یک زندگی زیبا را یک انسان زیبا میسازد. یک زندگی مطلوب را یک انسان مطلوب خلقمیکند
گیتار یک آلت موسیقی سیم دار است. در گذشته گیتارها توسط شش سیم طولی قابل انعطاف که تحت فشار نگه داشته می شد، سیم کشی می شد. امروز این آلت موسیقی نه تنها با چهار، هفت، هشت، ده، یازده، دوازده، سیزده و هجده رشته درست می شود بلکه آلت اصلی موسیقی در سبک های مختلفی مثل فلامنکو، جاز و پاپ می باشد. گیتار یک ساز سیم دار است که جزء مهمی در برخی سبک های موسیقی می باشد. این ساز کلاسیک و تک نوازی قدیمی ریشه های بسیار قدیمی دارد که به ۴۰۰۰ سال پیش می رسد! یک تعریف جالب از گیتار، یک ساز گردنی فرت دار که مجهز به یک تخته صدا صاف چوبی و چند دنده می باشد و کناره های پشت آن هم خمیده است. گیتارهای مدرن را می توان به صورت آکوستیک یا با استفاده از یک آمپلیفایر نواخت. نوای موسیقی یا از لرزش سیم ها یا با دستکاری الکتریکی تولید می شوند. امروزه این آلت موسیقی تاثیر بسیار شگرفی بر فرهنگ موسیقایی در سراسر جهان مخصوصاً از زمان تولید گیتارهای الکتریک در دهه سی دارد. حقایقی جالب درمورد گیتار · پیشینیان گیتار مدرن در جایی در آسیای مرکزی و هند نواخته می شدند. · اولین نمایش تمثالی گیتار یک حکاکی از هیتی یا آناتولی باستانی در حال نواختن این ساز متعلق به ۳۰۰۰ سال پیش می باشد. · باور بر این است که گیتار مدرن توسط رومن ها از سیتارا به اسپانیا آورده شده است. · در زمان باستان به گیتار، گیتارا، کیتارا، سیتارا و سیتار هم گفته می شده است. · گیتارهای باستان از ترکیبی از چوب های مختلف ساخته می شد. سیم های آن نیز از روده حیوانات بود. · استاندارد ابعاد گیتار مدرن توسط آنتونیو تورس ژورادو بین سالهای ۱۸۱۷ تا ۱۸۹۲ تعیین شد. حقایقی جالب درمورد طرح گیتار · مارک های مختلف گیتار شامل PRS، Dean، Gretsch، Gibson، Ibanez، Jackson، Schecter، Fender و Martin می باشد. · سیم گیتارهای کلاسیک معمولا نایلونی است. آنها دسته ای پهن و صاف دارند تا سیم ها با طبلک و آرپاژها کمترین تداخل را ایجاد کنند. · گیتار ۱۰ سیمه Yepes، چهار ارتعاش دهنده دارند که درکنار ۱۲ نت رنگی برای تشدید و متوازن کردن صدا و طنین موسیقی کار می کنند. · گیتارهای Archtop روی بخش های خمیده حکاکی دارد و مثل مدل قدیمی گیتار صاف نیست. این نوع گیتار مجهز به پیکاپ مغناطیسی و سیم های تخت می باشد. · گیتارهای الکتریک مجهز به پیکاپ مغناطیسی برای تبدیل ارتعاشات سیم ها به سیگنال های الکتریکی می باشد که بعد به یک آمپلیفایر فرستاده می شود و با لوله های خلاء اصلاح می شوند. · گیتارها را می توان برای افراد راست دست و چپ دست ساخت. خصوصیات گیتار برای تقویت پویایی و آهنگ صدا طبق آن اصلاح می شوند. · گیتارهای رنسانس و باروک معمولاً بعنوان ساز ریتمیک استفاده می شوند. · گیتار آکوستیک توسط تخته صدا که معمولاً یک سوار چوبی در جلوی آن است صدا را ساتع می کند. زیرشاخه های گیتار آکوستیک عبارتند از گیتارهای کلاسیک و فلامنکو. · گیتارهایی که روی آن صاف یا سیم های آن استیل است دسته هایی تقویت شده دارند که باریک تر هستند. این گیتار عنصر مهمی در موسیقی فولک، جاز، کانتری، بلوگراس، بلوز و پاپ می باشد. اجزای گیتار طرح اصلی گیتار شامل موارد زیر است: · سردسته که در انتهای دسته گیتار است. · دسته که از فرت ها، تونرها، فرت بورد، و سردسته و پیچی که برای تنظیم انحنای دسته به کار می رود تشکیل شده است. · سیم گیر که باریکه ای از ماده ای سخت در محل اتصال سردسته و فرت بورد می باشد. · فرت بورد جایی که فرت ها روی آن قرار می گیرد. · فرت ها که باریکه هایی فلزی هستند که روی فرت بورد نصب می شوند. · Truss rod که میله ای فلزی است که در طول دسته گیتار قرار دارد. · سیم ها که از فلز یا پلیمر ساخته می شوند. · Inlay ها که تزئیناتی هستند که نقش راهنما را دارند و معمولاً پشت فرتهای ۳ ۵ ۷ ۹ ۱۲ ۱۵ ۱۷ ۱۹ ۲۱ ۲۴ قرار میگیرند. متعلقات گیتار شامل موارد زیر است: · Capotasto برای باز کردن سیم ها · اسلاید برای ایجاد اثر گلیساندو · مضراب برای ضربه زدن به سیم ها گیتار سازی بسیار متنوع می باشد که می توان با آن هارمونی های بسیار پیچیده با صدایی دقیق تولید کرد. این ساز بسیار محبوب بوده و می توان در ژانرهای مختلف موسیقی از آن بهره گرفت.
حتی وقتی زود تجدید نظر میکردمو برمیگشتم، این موضوع معکوس میشد و دو عمل به ضررم میشد و حتی چند نوبت عقب تر از جای قبلی میوفتادم. اسم این پدیده را قانون صف پمپ بنزین گذاشته بودم تا اینکه یه دوست سوئیسی به من گفت: این قانون قبلا" کشف شده و به قانون مورفی معروف است که من، آنرا نمیدانستم. قانون مورفی میگه اگر چیزی بتونه اشتباه اتفاق بیوفته، حتما" میوفته. اگر بر روی فرش گرانقیمتی مانند ابریشم ایستاده اید و نان یا بیسکویتی در دست دارید که روی یک طرف آن خامه یا عسل است، اگر این نان از دست شما بیوفتد، احتمال اینکه از طرف خامه و عسل رو فرش بیوفتد خیلی بیشتر است. در حالیکه از نظر ریاضی ممکن است 50% به نظر برسد. مورفی حتی سه راه برای خوش شانسی پیشنهاد می کند : 1 - بیرون کردن گفتار های منفی و تصورات منفی و جایگزینی آن با مثبت 2 - تکرار و رسیدن به باور اینکه خدا در هر وضعیتی حامی من است و کمکم می کند 3 - تکرار و رسیدن به باور شکرگزاری خدا در همه حال و در اینجاست که مورفی می گوید اگر به امکان اشتباه رخ دادن چیزی فکر کنی همون هم قطعا اتفاق می افته . ( همین که دوستمان فرمودند ) - من فکر می کنم حتی قانون مورفی هم بخشی از قانون جذب رو بیان می کنه و در راستای اون هست و نه منافات با اون . به این تعبیر که هر چه ما بر رویش تمرکز می کنیم ( چه مثبت و چه منفی ) به سوی ما جذب میشه . اگر تمرکز ما روی خواستن چیزی باشه خب همون هم اتفاق می افته ( مثل جای پارک یا ماشین آماده حرکت ). و به همین خاطر هست که توصیه شده روی نخواستن ها تمرکز نکنید - روی آنچه می خواهید تمرکز کنید . اگر ما روی نخواستن بیماری - جریمه یا هر اتفاقی تمرکز کنیم دقیقا همون به سوی ما جذب میشه . پس بهترین کار اینه که روی آنچه می خواهیم اتفاق بیافته تمرکز کنیم - اما در مورد به واقعیت تبدیل شدن راحت تر افکار مثبت یا منفی در بخش دیگری مورفی اشاره به قانونمندی الهی طبیعت ( و روابط علت و معلولی ) می کنه و میگه : ما به این دنیا آمده ایم تا زندگی آرام - پر از وفور نعمت های مادی و معنوی و نعمتهای خدا داشته باشیم و این حق ماست . مورفی تصریح می کنه که اگر خود را در مسیر طبیعت قرار بدیم و به سه روش فوق گام برداریم ( باور مثبت - باور توجه و حمایت خدا - و شکر کزاری ) خیلی سریع تر و راحت تر به شانس و ثروت دست می یابیم . چون در مسیر رود حرکت کرده ایم . 2- اگر بخواهیم فقط نیمی از نظر مورفی رو ببینیم . بنا به قانون احتمالات برای هر کاری و هر امری همیشه احتمال خطا و اشتباه هست . پس همیشه باید نتیجه اتفاق افتادن اون شکست باشه ! هرگز تیری به هدف نخواهد خورد ! هرگز مذاکره ای موفق نخواهد شد و اصولا هرگز هدفی محقق نخواهد شد . که عملا اینطور نیست . - عکس این رو هم بارها همه مون دیده ایم : چقدر افرادی که بموقع جفت شش می آورند ؟! چقدر دیده اید یا خودتان انجام داده اید که در صف پمپ بنزین یا ترافیک یا باجه بانک و ... صف تان رو عوض کردید و زودتر به نتیجه رسیده اید ( بارها من خودم دیده ام و یا انجام داده ام ) من شخصی رو می شناسم که تقریبا هر موقع قرعه کشی شرکت می کنه یک چیزی برنده میشه ! چندین خاطره محرز رو هم خودم از زمان جنگ به خاطر دارم . همه اینها هم واقعیت هست . در حالیکه نظر مورفی کامل تر و جامع تر از این هست و در قالب هرطورفکر کنی همان می شود تمام موارد رو بیان کرده ( همان منبع ) 3- قانون پروانه هم که دوستان به زیبایی تجربه اش کرده اند در روانشناسی هست که به قانون خلاء مشهور هست ( خلاء پس از فکر - تلقین - و بیان خواسته ) که جزء ضروریات محقق شدن پدیده هست . منتهی انواع مختلف داره . ژوزف مورفی دارای سه دکترا هست و تقریبا به تمام قاره ها سفر کرده کتب دیگر او از جمله ذهن زیبا - قدرت فکر - نیروی تفکر مثبت و .... هم تقریبا همین نظرات رو بیان می کنه
در چند صف موازی مثل صف پمپ بنزین، صف پاسپورت، صف اتومبیل های در ترافیک و ... با تجربیاتی مکرر متوجه شدم که وقتی صف من، کند حرکت میکرد، اگر اونو عوض میکردم، صف قبلی سریعتر میشد،بطوریکه اگر در سر جای خود میموندم، زودتر نوبتم میشد و این جابجایی، به ضررم تموم شده بود.
آخرین پست ها